ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

206

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

آن را تكثير و انتشار داد ؛ اطبائى را براى تلقيح با حقوق خوب به خدمت گرفت و آنان را به ولايات مختلف گسيل داشت . نيت وى آن بود كه معلمين استخدام شده را حتى المقدور از سياست مملكت بر كنار نگاهدارد تا اينكه آنان يك سره و يك دله به كار تدريس و تعليم خود سرگرم باشند . به همين سبب از روسها و انگليسيها و همچنين فرانسويها فاصله گرفت و يكى از مخلصين خود را كه مردى محترم بود به نام ميرزا داوود خان ارمنى به وين فرستاد تا در آنجا به استخدام معلمين مناسب بپردازد . وى در مدتى كوتاه موفق به جلب موافقت افسران زير شد : سروان زاتى براى رشتهء مهندسى ، سروان گوموان براى پياده‌نظام ، ستوان يكم كرزيس كه فعلا سرگرد بازنشسته است براى رشتهء توپخانه ، ستوان يكم نميرو براى قسمت سواره‌نظام . براى قسمت معادن آقاى چارنوتا « 12 » به استخدام درآمد و در اثر توصيه‌هاى محبت‌آميز استادان دانشگاه وين يعنى آقايان دومرايشر و ديتل « 13 » مرا براى معلمى رشتهء داروسازى برگزيدند . اما از آنجا كه ارتش سلطنتى اتريش به علت فقدان نمايندگى سياسى اتريش در ايران ممكن بود دچار گرفتاريهاى نادلپسندى بشود قبل از حركت افسران به آنها اعلام شد كه اقدامات آنها كاملا جنبهء شخصى و فردى دارد ؛ البته آنها پس از مراجعت خواهند توانست باز به مشاغل خود بازگردند اما تا هنگام بازگشت ديگر وابستگى با ارتش سلطنتى اتريش نخواهند داشت . اين حالت تعليق ، مانند تدابير نيمه‌كارهء ديگر از اين قبيل ، براى اين اقدام - مىگويم اقدام ، زيرا نام ميسيون و مأموريت براى جمعى كه هريك به شخص خود متكى است زيبندگى ندارد - بسيار نامبارك و زيان‌آور بود ، زيرا افسران به كلى پشتيبانى لازم را از دست داده بودند . دولت اتريش ديگر لازم نبود به حد اقل هم پرواى كار ايشان را داشته باشد و در عمل نيز حتى براى يك‌بار از وضع و حال فرزندان خود در ايران جويا نشد ، و اين امر سخت به حال و روز و شغل ما زيانبار بود و جنبهء منفى داشت . زيرا عادت بر اين جارى است كه مثلا دولت فرانسه گاه و بيگاه از وضع و حال مستخدمين فرانسوى كه در ايران به كار اشتغال دارند استعلامى بكند و به آنها مدال و نشانى بدهد يا به ساير طرق از آنها تشويق و تقدير به عمل آورد و از اين رهگذر قرب و منزلت آنان را در چشم بيگانگان بالا ببرد . اين‌گونه تغافلها از پيشاپيش ما را به صورت مطرودينى جلوه داد كه فقط به خاطر تحصيل لقمه نانى راهى غربت شده‌اند . نكتهء ديگرى كه مضر به حال افسران ما بود اين بود كه آنها در اثر فروتنى مفرط نمىخواستند به خود درجات بالاتر نظامى بدهند ، زيرا در ايران هر نوجوانى كه از خانواده‌اى معتبر باشد حد اقل با درجهء سرگردى يا سرهنگى به خدمت نظام وارد مىشود .

--> ( 12 ) . اسامى مستشاران قشون به خط لاتين به ترتيب ذكر شده بدين قرار است : Zatti , Gumoens , Krziz , Nemiro , Czarnotta ( 13 ) . Dumreicher , Dietl .